یه فروردینی پر از افکار خاص!

I come back... forever

Forgatten Promises

Tonight the world will sleep
Hunger will not wait
The promises we made
We share one soul
We share one love
We have one time
To understand

We are one human kind
Brothers side by side
Will have no regrets
We will not forget
We are one human kind
Sisters side by side
Will have no regrets
We will not forget

سامحنا یالله وارحمنا یارباه وامنح رزقک للافواه وابعد عنها کل الاه

Our words must count
Hunger will not wait
For promises we made

 





طبقه بندی:
[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 19:56 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

ششمین نفر
من مؤمنم به بودنت تا انتهای این مسیر
بیا و باز با نفست غربتو از نگام بگیر
من مؤمنم به بودنت قسم به خاطراتمون
بزار که با هم بمونم به تو به عشق پاکمون
نزار که شک کنم به تو بهونه دست دل نده
نزار که باورش بشه بیهوده نبضش میزده
نزار که شک کنم به اشک دلتنگیامو پس نده
زخمی نکن پروازمو رؤیامو به قفس نده
احساسمو ازم نگیر ببین چه غمگینه صدام
ویرونی منو ببین ببین چه تلخه گریه هام
من مؤمنم به بودنت تا انتهای این مسیر
بیا و باز با نفست غربتو از نگام بگیر




طبقه بندی:
[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 19:16 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

Go
همه میرن
همه
همه تنهامون میذارن
همه میرن
 باشه اشکالی نداره
تو هم برو
باشه اشکالی نداره
با من نمون
برو
برو
رفتن هم کار دیگه
رفتن تو هم یه کاره
یه کاره
باشه ...
پس برو




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 17:14 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

ترس
سنگین بود
هم صداش
هم دستاش
هم نگاش
داشتم زیرش له می شدم
هیچ کی صدامو نمیشنید
همه خواب بودن
خواب
من بیدار بودم
اونم تنها
تنهای تنها




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:22 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

مشق
کجایی
نبودی امروز تو مدرسه
کلی مشق داریم
بذار بهت بگم
امروز معلم بهمون یاد داد چه جوری عاشق بشیم
اصلا گفت عشق چیه
به چه دردی می خوره
خلاصه جات کلی خالی بود
تازه
گفت که باید از روی جمله
دوست دارم
یه صفحه بنویسین
یادت نره بنویسی ها
اگه ننویسی منفی می خوری








طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 19:21 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

گریه
آسمون چشماتو وا کن
آسمون
آسمون دنیا رو بیدار

آسمون تنها نشین تو کهکشون
آسمون
آسمون بازی بکن با ابر ها

بغضتو بشکن
خرابش کن، آسمون
آسمون چشماتو وا کن
آسمون
آسمون من گریه کن






طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 15:34 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

خاطره
دیروز همه می خندیدن
همه شاد بودن
همه دست می زدن
ولی من ...
دوباره خاطره هام زنده شدن
خیلی جلوی خودمو گرفتم که گریه نکنم
ولی
اگار روز روز گریه کردن بود
آخه آسمون هم مثل من یاد دلتنگی های گذشته اش
افتاده بود
اونقدر حالم بد بود
که نتونستم بشینم پای کامپیوتر




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 13:53 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

آسمون
دل من گرفته
آسمون گریه می کنه
من سردمه
آسمون به خودش می لرزه
خدایا
قربونت که آسمون رو گذاشتی که
به جای من گریه کنه
به جای من بلرزه
خدایا
اگه آسمون رو بهم نمی دادی چی کار می کردم؟






طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 13:18 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

جزیره
تو ندیدی چه غریبه جزیره
یه خاکه
توی آب اسیره
همیشه
تو حراص مرگه
یه روزی
زیر آب بمیره






طبقه بندی:
[ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 18:34 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

س.ل.ا.م
بیا بشیم بی خیال
بیا بریم زیر بارون
بدون چتر
بی خیال آب
بی خیال بارون
خیال تو بده من
بریم باهم تو بارون
سلام ای بهترین من
سلام
سلام ای تنها ترین
سلام .... آخر .... سلام







طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 16:17 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

برو
اونقدر رفته بودی که دیگه نمی دیدمت
الان هم به سختی می بینمت
اما
دیگه نمی خوام ببینمت
.
.
می بینی
.
نمی تونم نبینمت
.
.
فقط قول بده داری میری
اونقدر آروم بری که بتونم خوب خوب نگات کنم




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ یکشنبه 9 بهمن 1390 ] [ 15:42 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

قفس
دلم نمی خواد از اینجا برم
دوست دارم همیشه تو این قفس بمونم
آخه می دونی
این تنها قفسیه که دوستش دارم
خب آخه وقتی تو این قفسم
پیش تو ام
این تویی که بهم غذا می دی
من از دستت غذا می گیرم
بهم نگاه می کنی
راستی
قفس قلبت خیلی خوشگل و دوست داشتنیه








طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 15:38 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

غروب
همانند یک پیانوی کهنه می ماند 
غروب
صدایش سخت دلگیر است ،
غروب
مهربان و سرکش و تنهاست ؛
ولی
هرچه باشد، بی وفا نیست ،
غروب






طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 17:00 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

بخوان
متن پیش رویش
نور کنارش
من در دلش
و او
باز هم نمی خواند
بخوان
نترس
اینجا من درکنارت
خواهم ماند




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ چهارشنبه 5 بهمن 1390 ] [ 15:41 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

یه شعر از یکی که نمیشناسمش
اون روزا ما دلی داشتیم
واسه بردن جونی داشتیم
واسه مردن کسی بودیم
پاییز و بهاری داشتیم
تو سرا
ما سری داشتیم
دلی و
دل بری داشتیم






طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 17:11 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

آدما
آدما از جنس برگن
گاهی سبزن
گاهی هم پاییز و زردن
زمستون دیده نمی شن
تابستون سایه بون سبزن
آدما خیلی قشنگن
حیف که هر لحظه یه رنگن






طبقه بندی:
[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 12:32 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

به نظرت ...
به نظرت
ماهی ها
قلاب ماهی گیری رو
نماد کدوم سوال
می دونن که
همیشه بهش جواب میدن؟







طبقه بندی:
[ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 16:42 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic