تبلیغات
یه فروردینی پر از افکار خاص! - مطالب آذر 1389

یه فروردینی پر از افکار خاص!

I come back... forever

گلبرگ

گلبرگ

 

گریه می کرد.زیرایادتوبود.یادتو،خرده شکسته های قلبش را

 

به مذاب تبدیل

 

می کرد.

 

می دانی چرا؟

 

چون به اندازه ی گل برگ های چشمانت،

 

تورادوست داشت.

 

دستم راروی شانه اش گذاشتم.

 

به سرعت،بمب بغض که راه گلویش را گرفته بود،خنثی شد

 

و...

 

بغلش کردم.

 

اگر نمی کردم...

 

وفاداربودنم رابه چشم نمی دید...

 

من هم مثل تو دوستش دارم...

 

اما...

 

هیچ وقت ترکش نمی کنم





طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ جمعه 26 آذر 1389 ] [ 14:15 ] [ Mr.eC ] [ you...() ]

you...

آغاز

 

تازه فهمیدم همیشه بر همین منوال نیست

 

تا ابد این فطرت خوابیده ام بد حال نیست

 

نبض شعرم می زند!یک اتفاق بی نظیر

 

تازه فهمیدم که مرغ غیرتم بی بال نیست

 

ای که هستم در حظور چشم های روشنت

 

رسم رحمت با محبان شیوه غربال نیست

 

گرچه سنگین نیست دستانم ولی امید هست

 

چون که دیگر میوۀاندیشه ی من کال نیست

 

خوب می دانم که نزدیک است ایام فرج

 

خوب می دانم که دیر جای مکث و فال نیست

 

یک طرف انگشت ها افزون تر از مردان،ولی

 

آن طرف جز لشگر آمادۀ دجال نیست

می کنم آغاز امشب حرکتی را بی رفیق

 

نیست این جا رستمی باقی دگر،چون زال نیست

 





طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ جمعه 26 آذر 1389 ] [ 14:10 ] [ Mr.eC ] [ you...() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه