یه فروردینی پر از افکار خاص!

I come back... forever

ﺣـــــﻼ‌ﻟﺶ ﮐﻨﻢ ! ...
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣـــــﻼ‌ﻟﺶ ﮐﻨﻢ ! ...

ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ...

ﺑﺎ ﺑــــﯽ ﺭﺣﻤـــﯽ ...

ﻣﺤﺒﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺣـــــــــﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ....!




طبقه بندی: نوشته های دیگران، واقعیت ها،
[ سه شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 15:25 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

بانو...


بانو...

دوست دارم بادبادک باشم...!

تو که رخت به دست

به حیاط می آیی..

گیر کنم به بند رختت ...

و تو برای آزاد کردنم،

بند دلم را بکشی و

من به باد بروم..!!




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ سه شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 15:23 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

گاهی یعنی الآن ...
دلتنگـــــ ـی

حس عجیبی است که . . .

گــــــ ـاهی تو را به یادم مـــ ـی آورد!

گاهـــ ـی یعنی همیشه . . .

گاهی یعنی الآن ...




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 22:42 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

آدم را که ساختمِِ دنیا خودش ساخته شد....
پدر روزنامه میخواند
اما پسر کوچکش مزاحمش میشد
پدر صفحه ای از روزنامه باعکس نقشه جهان قطعه قطعه کرد،به پسر داد و گفت:ببینم میتوانی جهان را دقیقا همان طور که هست بچینی؟
میدانست پسرش تمام روز گرفتار اینکار است
اما یک ربع بعد پسر با نقشه کامل برگشت
پدر پرسید:جغرافی بلدی؟چگونه این نقشه را چیدی؟
پسر گفت:نه.پشت این صفحه عکس یک آدم بود.وقتی آن آدم را دوباره ساختم،دنیا را هم ساختم...




طبقه بندی: واقعیت ها،
[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 12:03 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

آشفته ام....!
آشفته ام....!
دل آشوبه دارم..!
در دلم توفانی برپاست.
خیال تو...
لبخندت،
نگاه شیطنت آمیزت...
دلم میلرزد از حس فدا شدن برای چشمهایی که خودش تمام دنیاست!
.....




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 16:21 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

قاصـــدکـ ها...
دیگـــر قاصـــدکـ ها...
به دستـ ما نمیرســـند....
چون شرمـ دارند....
پیغــامـ چند نــفر را..
به یکـ مقصد ببرند!!




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 16:03 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

کودکی گرسنه


در خانه باز شد
کودکی گرسنه
شادمان به سمت در دوید
پدر باز هم دست خالی به خانه آمده بود
کودک نگاهی به چشمان خیس و شرمسار پدر انداخت
دستان او را گرفت...
تا دیگر خالی نباشند...




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 16:02 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

دلم...اول دبستانم...
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده!

که وقتی تنها یه گوشه حیاط وایسادی !

یه نفر میاد و بهت میگه : با من دوست میشی !؟




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 15:58 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

دست ِ كم...
دست ِ كم...
بینِ شعر هایِ من 
دستش را نگیر ، 
بی انصاف!
مردم دارند این شعرهارا میخوانند...




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 12:43 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

تمام ترسم...
تمام ترسم ... از این است
که یک شب
بخواهی که به خوابم بیائی و من
بیدار نشسته باشم!‬




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 12:39 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

عید سعید فطر مبارک
عید سعید فطر بر همه مبارک باشه

http://images.persianblog.ir/604608_pO1ABbzE.jpg


http://bi-neshan.ir/wp-content/uploads/2011/08/Eid-Fetr-05.jpg




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 22:48 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

تو فقط بخند....(پست ثابت)
siz04w.jpg


تو فقط ساز بزن خنده بکن
من به هر ساز زنی می رقصم
من اگر خنده کنی میخندم
اگر از چشم تو افتد اشکی
من به هر قطره ی اشک تو ز پا می افتم




طبقه بندی: واقعیت ها،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 14:31 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

برای اولین بار
resized_380293_917.jpg

برای اولین بار در تاریخ ایران بود که فردی از مسند ریاست جمهوری با آن همه اختیارات و قدرت، به محله قدیمی‌اش باز می گشت؛ برای اولین بار بود که از پیر و جوان، مرد و زن، کودک و خردسال بی هیچ مزاحمتی خود را به رئیس جمهور میرساندند. مزاح و بگو بخند ۲ طرفه بود.
رئیس جمهور آنهایی را که از قبل می شناخت و هنوز به خاطر می آورد با اسم صدا می کرد و آنجا هم که در سایه مشغله کاری هشت ساله آقای رئیس جمهور، حافظه‌اش یاری نمی کرد، ایما و اشاره‌ای راهگشا بود...




طبقه بندی: واقعیت ها،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 14:13 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

قول داده بودی...
13920512221851653_PhotoL.jpg


قول داده بودی یکه و تنها باشی ... نه برای چپ باشی نه برای راست ..... شاید نسل ها پس از من در کتاب های تاریخ از تو بنویسند : نخستین کسی که هیمنه اسرائیل و ابهت امریکا را در مرزهای خودشان شکست تو بودی ...
قول داده بودند کاری کنند که تنها بمانی و تحقیر شوی .... هیچ نفمیدند که تو برای یک کلمه آمده بودی :

(((اللّهم عَجل لولیک الفرج ))) .......




طبقه بندی: واقعیت ها،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 14:01 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

سخت است...

سخت است حرفت را نفهمند،

 

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

 

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

 

وقتی این همه آدم حرفش را نفهمیده اند هیچ،

 

اشتباهی هم فهمیده اند.

 

دلیل تنهاییم را  تازه فهمیدم

 

وقتی محبت کردم و تنها شدم

 

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم

 

دانستم

 

باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید...





طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 13:55 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

کوتاهی





طبقه بندی: واقعیت ها،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 13:53 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

وقتی "باختم" ...
وقتی "باختم" مسیرو "یافتم"!

در بزرگراه زندگی همواره "راهت" "راحت" نخواهد بود!

هر "چاله ای" "چاره ای" به من آموخت!

"دوباره" فکر کن، فرصتها "دوبار" تکرار نمی شوند!

برای جلوگیری از "پس رفت"،"پس باید رفت" .




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 13:49 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

آرام و قرار
وجدان من!
آرام بخواب...دیگر کاری از تو ساخته نیست
همه ی وجودت که برود....
دیگر چیزی برای آرام و قرار یافتن نخواهی داشت...




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 13:47 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

بچه کـــه باشی....
بچه کـــه باشی....

از نقـــاشی هایت هم 

می تـــوانند به روحــــــیات و درونیـاتت پی ببرند

بــــــزرگ کـــِه می شــــوی

از حـــرفهایت هم نمیفهـــند

توی دلــــــــت چه خــبر است.......... ..!!!!




طبقه بندی: نوشته های دیگران، واقعیت ها،
[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 19:36 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

دلـــــــم ...

دلـــــــم ،
تاب سواری می خواهد ،
و یک هُل محکم ...
که دلم هُری بریزد پایین ،
هر چه در خودش ،
تلمبار کرده است ...




طبقه بندی: نوشته های دیگران،
[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 19:30 ] [ Mr.eC ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 30 :. [ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ 11 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic